sokhan

مولانا :*

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود

ezdevaj-Makos3
روانشناسان مختلف دیدگاه های متفاوتی برای تعیین سن ازدواج دارند. برخی معتقدند بهترین سن برای ازدواج دخترها ۲۳ تا ۲۶ و برای پسرها ۲۷ تا ۲۹ سال است.

 

ازدواج چند سالی است به یک مسئله پیچیده در جامعه ما تبدیل شده و هر از گاهی ابعاد تازه تری پیدا می کند.یکی از موضوعات مهم در امر ازدواج ثبات آن و رضایت زوجین از زندگی با یکدیگر است.در این زمینه عوامل متعددی اثر گذار است.

وضعیت اقتصادی یکی از عوامل مهم و مؤثر بر پایداری ازدواج و رضایت از زندگی است به طوری که درآمد کم و ناامنی شغلی با رضایتمندی زناشویی پایین همراه است. بویژه در مردان، رضایت شغلی و اقتصادی با رضایت زناشویی رابطه دارد.

 

همچنین ارتباط مناسب و صحیح اساس روابط صمیمانه و رضایت بخش است.ارتباط مؤثر مهمترین مهارت لازم برای دوام ازدواج و رضایتمندی است و وجود نقطه ضعف‌هایی در ارتباط و حل تعارض بین زوجین در ده سال نخست ازدواج منجر به طلاق و نارضایتی از رابطه می شود.

اما یکی دیگر از مهمترین عوامل موثر در ثبات روابط زناشویی سن ازدواج است.صاحب‌نظران، سن و زمان ازدواج را عاملی مهم در ثبات و پایداری و رضایت از ازدواج می دانند.

ezdevaj-Makos1-300x200

میزان بالایی از ناپایداری در ازدواج و نارضایتی زناشویی در میان زوج‌هایی است که زود ازدواج می کنند؛ چرا که عملکردهای ضعیف در ایفای نقش در ازدواج های زود هنگام بیشتر دیده می‌شود.

سن ازدواج یکی از شاخصه‌های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می‌شود.

 

در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مطلوبیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیتی را تشکیل می‌دهند، این ارزیابی در حوزه اخلاق اجتماعی و روحیه جمعی نیز مطرح می‌شود و دامنه تاثیر سن ازدواج را به حوزه‌های رفتاری و فرهنگی هویتی نسل جوان می‌کشاند.

 

روانشناسان مختلف دیدگاه های متفاوتی برای تعیین سن ازدواج دارند. برخی معتقدند بهترین سن برای ازدواج دخترها ۲۳ تا ۲۶ و برای پسرها ۲۷ تا ۲۹ سال است.

 

در این بین برخی از روانشناسان بیشترین سن را برای ازدواج و برخی کمترین سن را در نظر گرفته اند.همه روانشناسان تاکید کرده اند؛ این سن زمانی درست است که فرد در شرایط ایده آل تربیتی رشد کرده باشد و به نبوغ کافی برای پذیرش مسئولیت رسیده باشد.برای اطمینان از این پختگی نیز بهترین راه کمک گرفتن از یک روانشناس است.

 

البته اگر بخواهیم درباره سن دخترخانم ها بیشتر بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم که میانگین سنی که روانشناسان بدان اشاره کرده اند، برای مادرشدن هم مناسب است.

 

همچنین؛ متخصصان و روانشناسان سن ۲۵ سالگی را سن طلایی برای مادرشدن دانسته اند و معتقدند، پسرها در سن ۲۷ سالگی در اوج پذیرش مسئولیت برای پدرشدن هستند.در کشور ما هر چند روند حرکت به سمت مدرنیسم با شتاب زیادی رو به گسترش است، اما همچنان بسیاری از پدیده های اجتماعی به شکل سنتی پیگیری می شوند.

 

ازدواج جزء مسائلی است که با وجود آمیختگی های بسیار با جلوه های مدرن و غربی، همچنان از پایه های سنتی برخوردار است. یکی از ویژگی های سنتی ازدواج ایرانی،ازدواج پسران با دختران کوچکتر از خود است.

 

بسیاری از کارشناسان اجتماعی معتقدند اینکه گفته می‌شود دختران باید از پسران کوچکتر باشند اعتقاد صحیحی نیست اما به شرط آنکه این اختلاف سنی معقول و در حد یک تا سه سال باشد چرا که بیشتر از این سن هماهنگی جسمی میان زوجین را از بین می‌برد و پس از مدتی علاقه‌ ها کمرنگ می‌شود و مسائل جدی تر خودنمایی می‌کند.

 

ezdevaj-Makos3

بر اساس آمارهای رسمی کشور در سه ماه آغاز سال گذشته ۲۴ هزار و ۹۶۷ پسر با دخترانی که یک تا ۲۰ سال از خودشان بزرگتر بوده‌اند ازدواج کردند.

 

این آمار نشان از یک ناهنجاری دارد که لازم است مطالعات و بررسی های مناسبی در این خصوص صورت بگیرد. تمایل به ازدواج مردها با زنانی بزرگتر از خود را می‌توان از زوایای مختلفی دید.

ابتدا از نگاه کسانی که می‌گویند بیشتر مردانی که تن به چنین ازدواج‌هایی می‌دهند به اجبار همسری بزرگ‌تر از خود انتخاب کرده‌اند چون ساختار جمعیتی کشور و ترکیب جنسیتی جامعه به سمتی رفته که باعث شده در برخی گروه‌های سنی، تعداد دختران در سن ازدواج از پسران کمتر باشد و پسران بناچار به ازدواج با دخترانی از گروه‌های سنی بالاتر فکر کنند.

 

نوع دوم نگاه به این ماجرا، اما از جنسی دیگر است و مدافعان آن ترجیح می‌دهند موضوع ازدواج پسران با دختران مسن‌تر را ناشی از یک تغییر سلیقه بدانند که کاملا هدفدار و آگاهانه نیز بروز می‌کند.

 

علی قنبری جامعه‌شناسی که پژوهش‌هایی در این حوزه داشته است، از این ازدواج‌های برنامه‌ریزی شده می‌گوید.او اطمینان خاطر می‌دهد که ازدواج پسران با دخترانی بزرگ‌تر از خود به هیچ‌وجه ناشی از تغییر ساختارهای جمعیت نیست، چون در دهه‌های اخیر همواره نسبت جنسی جمعیت به نفع مردان بوده و در هیچ زمان این ترکیب جمعیت به گونه‌ای نبوده که مردان نتوانند در گروه سنی مناسب با خود، فرد مورد نظر را پیدا کنند.

او بر این اساس به عوامل فرهنگی دخیل در این وضع اشاره می‌کند و به برنامه‌های ماهواره و رواج یافتن تولید فیلم‌هایی که در آن ازدواج پسران کم سن با دختران بزرگتر و حتی با زنان سالخورده، تبلیغ می‌شود به عنوان یکی از عوامل اصلی تغییر ذائقه برخی زوج‌ها می‌نگرد.

 

قنبری البته برخی از این ازدواج‌ها را ناشی از تصور پرستیژآوری این سبک ازدواج می‌داند و معتقد است ازدواج با همسری کوچک‌تر از خود برای گروهی از زنان مایه افتخار است.

این جامعه‌شناس با این حال انگیزه‌های اقتصادی را در رأس عوامل وقوع این ازدواج‌ها می‌داند و می‌گوید وقتی پسری با دختری بزرگ‌تر از خود آشنا می‌شود که موقعیت مالی خوبی دارد، عامل سن را نادیده می‌گیرد و به منافع حاصل از ازدواج فکر می‌کند.

 

اگر از لحاظ اقتصادی به این موضوع توجه کنیم یکی از دلایلی که در این تغییر نگرش‌ها مؤثر بوده است عدم تمکن مالی مورد نیاز پسران جوان در زمان ازدواج آنان است که باعث می‌شود به سمتی بروند که از لحاظ مالی امنیت داشته باشند.

 

 

دکتر امان الله قرائی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره معتقد است:»این مسئله به نظر من یک آفت است و یک فرو ریختگی فرهنگی. به باور من جوانانی که تن به چنین ازدواج هایی می دهند، بر اساس علاقه و عشق واقعی ازدواج نمی کنند بلکه برای استفاده از منافع مادی و امکانات اقتصادی، دختری را که بزرگ تر است و شغل و در آمد و خودرو و خانه مستقل دارد، انتخاب می کنند.

چنین پسرانی معمولا خود یا دانشجو هستند یا بیکار و اگر هم شغلی داشته باشند با درآمدش نمی توانند از پس پرداخت هزینه های یک زندگی مشترک برآیند و به همین دلیل به سمت ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان گرایش پیدا می کنند. اما بررسی هایی که من در ۳۵ سال گذشته در خصوص تاثیر این ازدواج بر طلاق داشته ام نشان داده است که، یکی از مهم ترین عوامل موثر بر طلاق همین بالا بودن سن دختر نسبت به پسر است.

 

چنین ازدواج هایی پس از گذشت چند وقت، به دلیل عدم مقبولیت در فرهنگ عمومی کشور، دچار مشکل می شوند».

وی در خصوص عوامل موثر دیگری که باعث افزایش ازدواج پسرها با دختران بزرگتر از خودشان می شودمی گوید:

»گسترش سریال های ماهواره ای و برخی فیلم ها و سریال های داخلی که در آنها ازدواج با دختران بزرگتر تبلیغ می شود یکی از دلایل افزایش این نوع ازدواج ها در سطح جامعه است.از سوی دیگر مشکلات مالی و تورمی که در این دوره و زمانه گریبان مردم را گرفته باعث می شود که پسران در سنین پایین توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک را نداشته باشند و به همین دلیل تصمیم بگیرند با دختری ازدواج کنند که از خودشان مسن تر است اما در عوض دارای شغل و درآمد است و می تواند هزینه های زندگی را به دوش بکشد. شاید این روزها تعداد این ازدواجها انقدر زیاد هم نباشد اما همین تعداد هم آسیب زا است».

 

سیما فردوسی مشاور امور خانواده در خصوص علت گرایش پسران به ازدواج با دختران بزرگتر از خود می گوید:«ازدواج پسران با دخترانی که از خودشان بزرگتر هستند ریشه در تربیت خانوادگی آنها دارد.خانواده ها و مخصوصا مادرانی که در دوران کودکی از بچه‌های خود بسیار حمایت می‌کنند و باعث می‌شود تا پسران حس مسئولیت پذیری نداشته باشند و عادت ‌کنند که همیشه یک نفر از آنها حمایت کند بیشتر با این موضوع سرو کار دارند.

 

این افراد در دورانی که بزرگ می‌شوند و قصد ازدواج دارند به سراغ دخترانی می‌روند که بتوانند از آنها حمایت کنند و زیر چتر حمایتی خود ببرند و به سراغ خانم‌هایی می‌روند که حس مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشند و بتوانند مسئولیت‌ها را بپذیرند وبه این ترتیب احساس آرامش بیشتری می‌کنند.

 

این ازدواج‌ها در آمارهای طلاق می‌تواند مؤثر باشد اما عامل اصلی نیست در بعضی از این ازدواج‌ها در آینده می تواند باعث طلاق شود اما در این ازدواج‌ها ازدواج‌های موفق نیز وجود دارد.اگر این تفاوت سنی معقول و در حد یک تا سه سال باشد مشکل جدی ایجاد نمی‌شود اما اگر این اختلاف سنی بیشتر شود طبیعتا مشکلات آنها نیز بیشتر می‌شود».

 

اصلی که باید در این خصوص رعایت شود تعادل سنی است.یعنی ازدواج در سن بالا و یا در سن پایین در هر دو حالت عوارض نامطلوبی را به دنبال خواهد داشت.

 

دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی متخصص و روانشناس در این خصوص معتقد است:

«کسانی که در سنین کمتر از ۲۰ سالگی ازدواج می کنند کمترین پایداری ازدواج و رضایتمندی را دارند.

همچنین ازدواج در سنین بالا به علت تثبیت نقش‌ها در طول دوره مجردی و عدم انعطاف برای سازگاری با نقش متأهلی، رضایتمندی و پایداری ازدواج کمتری را نشان می دهد.میانگین سنی زوج های راضی بیشتر از زوج‌های ناراضی است.

در سنین بالاتر دستیابی به مهارت‌های مهار خود و به دست آوردن دیدگاه‌های واقع بینانه موجب می شود که افراد سطح انتظارات خود را با واقعیت مطابقت دهند و از زندگی مشترک خود بیشتر لذت ببرند».

منبع:نگــار

فعال شدن لینک دانلود با کلیک روی تصویر زیر null